سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
253
تاريخ ايران ( فارسى )
راه يافت ، در اينجا او را با نهايت احترام پذيرائى نمود . چه معلوم گرديد كه يك لشكر كشى موفقانهاى بدست شاه عباس واكنش بسيار مطلوبى در موقعيت اروپا خواهد داشت . از دربار پراك شواليهء انگليسى مسافرت خود را بروم ادامه داد ، در آنجا ايرانى نجيبزادهاى با او از در منازغه درآمده بود بايران مراجعت نمود . سرآنتونى شرلى بالاخره در اسپانيا متوطن گرديد و در خدمت شاه آنجا وارد شد و شاه هم او را بسفارت بمراكش فرستاد . او ظاهرا ارتباط خود را با ايران قطع نمود و در همانجا در سرزمين مورد علاقهء خود مرد . لشكركشى موفقانه بر ضد عثمانيها ( 1011 - 1036 ) ( 1627 - 1602 ) هنوز 15 سال تمام از جلوس شاه عباس نگذشته بود او خود را تا اين اندازه قوى ديد كه حس كرد ميتواند با سلطان دست بگريبان شده و ايالات ايرانى را كه توسط دولت بزرگ و مقتدر سنى اشغال شده بود پس بگيرد . بروز مخاصمات واقعى بواسطهء حملهء پادگان ترك آذربايجان به شهر سلماس بود . شاه عباس كه از مدتى پيش تصميم گرفته بود قرار صلح را به هم بزند بسرعت از اصفهان بدانصوب حركت نمود . پس از مغلوب ساختن ارتش ترك شهر تبريز را محاصره نمود و شهر در 21 اكتبر سال 1603 تسليم شد و پس از 18 سال اين قسمت دوباره بشاهنشاهى ايران ملحق گرديد و شاه بعدا به طرف ايروان حركت كرد و آنجا را پس از شش ماه محاصره به تصرف درآورد . بعلاوه شاه عباس شيروان و قارص را نيز تصرف نمود . در همين اوان سلطان محمد سوم درگذشت و پسر جوانش احمد پس از تاجگذارى سپاه عظيمى براى جنگ با ايران فراهم نمود . دو ارتش در حوالى درياچهء اروميه ( رضائيه فعلى ) باهم مواجه شدند . ارتش ترك بالغ بر صد هزار تن بود در صورتى كه ارتش ايران از شصت و دو هزار نفر تجاوز نميكرد . ولى بايد دانست كه تركها شجاعت و تربيت نظامى خود را از دست داده بودند در حالى كه ارتش ايران كاملا تربيت شده و براى اولين بار داراى توپخانه بوده است . تركها مطابق معمول خود به شكل ستونهاى سوارهنظام كه پيادهنظام و توپخانه از آنها حمايت مىنمود بناى پيشرفت را گذاردند و بلاترديد اميد داشتند اسبسواران دشمن را در تيررس توپهاى خود